تعریف علم تجوید:
علمی ست که در آن از مخارج و صفات حروف تهجی و همچنین محل وقف و وصل و قوائد و دستورات قرائت صحیح بحث می شود
تعریفات دیگر:
-اعطای حقوق حروف و حفظ ترتیب و مرابت آنها و باز آوردن حرف به مخرج و اصل آن و پیوستن آن به نظیرش و تصحیح لفظ و تلطیف نطق با نظر به شکل و ساختمان هر کلمه بدون اسراف و تکلف و افراط
-اخراج هر حرف از مخرجش و واعطاءحق و مستحق آن حرف، از صفات، به آن
-ادای حرف از مخرجش همراه بااعطاء حق و مستحق حرف
منظور از حق حرف صفات لازمه حرف و منظور از مستحق حرف حالات حرف در ترکیب با حروف دیگر و حرکات می باشد.
-ادا کردن حرف از مخرجی که مخصوص به اوست با صفاتی که مخصوص به آن حرفند تاحروف متقاربه که در مخرج با هم نزدیکند از یکدیگر جدا شوند
-علم به قوائد و احکامی که کیفیت تلفظ کلمات قرآنی را همانگونه که بر پیامبر(ص) نازل شده است میسر می سازد
-عِلْمٌ بِقَوَاعِدَ ، وَأَحْكَامٍ لِكَیْفِیَّةِ النُّطْقِ بِالكَلِمَاتِ القُرْآنِیَّةِ عَلَى الكَیْفِیَّةِ الَّتِی أُنْزِلَ بَها عَلَى النَّبِیِّ الكَرِیمِ

موضوع علم تجوید: الفاظ قرآن
هدف تجوید: قرائت صحیح
فایده تجوید: مصون ماندن زبان از خطا در مورد مخارج و صفات حروف و سایر قوائدی که این علم به صحت آن در قرائت کمک می کند
در باره ی اینکه علم تجوید چیست حد و حدود آن کدام است و چه دایره ای را در بر می گیرد نظرات زیادی با توجه به تعاریفی که از این علم شده است ارائه گردیده است.آن چه همه در آن اتفاق نظر دارند این است که تجوید علمی ست که قرائت را نیکو می کند و همانطور که از معنی این کلمه بر می آید تجوید قوائد یک قرائت زیبا و در عین حال صحیح را که مطابق یک لهجه ی عربی فصیح باشد به ما ارائه می دهد.در مورد حدود علم تجوید عده ای معتقدند که فقط شامل مخارج و صفات و احکام حروف می شود. و بعضی قوائدی چون وقف و ابتدا و رموز سجاوندی را نیز در محدوده ی این علم قرار می دهند و می گویند اگر منظور از تجوید نیکو بودن و صحت قرائت است پس این امور هم از ملزمات یک قرائت صحیح است و باید در بحث تجوید مورد مطالعه قرار گیرد 
نامگذاری حروف با توجه به مخارج آنها:
حروف حلقی (هاء، همزه،حاء، عین، خاء، غین)
حروف لهوی (قاف و کاف) لهات=زبان کوچک
حرف ضرسی (ضاد) چون تعداد زیادی از دندان ها در تلفظ آن دخالت دارند
حروف شجری (جیم،شین،یاء) شَجر یعنی سقف دهان
حروف اسلی (زاء،سین،صاد) اَسَلةُالّسان یعنی قسمت جلویی زبان(باریکه ی سر زبان)
حروف نطعی (تاء، دال، طاء) برجستگی های لثه در پشت ثنایای بالا را نطع می گویند.
حروف لثوی (راء، لام، نون) لثه در ایجاد این حروف نقش اصلی را دارد.
حروف ذلقی یا ذَولَقی (ثائ،ذاء،ظاء) ذلق به معنی تیزی نوک زبان است
حروف شفوی یا شفَهی (باء، فاء، میم، واو) شفوی یعنی لبی
حروف جوفی یا هوایی (الف، واو، یاء ) و همچنین همزه طبق نظر دیگری (در اصل فقط الف اگر حرف باشد حرف هوایی ست) 
تلفظ حروف:
بسیاری از حروف عربی تقریباً به همان شكل فارسی تلفّظ می‌شود و نیازی به آموزش ندارد و تنها ده حرف (ثاء، حاء، ذال، صاد، ضاد، طاء، ظاء، عین، غین، واو) در زبان عربی، تلفّظ آنها به گونة دیگری است كه به شرح آن می‌پردازیم.

حرف ثاء
این حرف در فارسی به صورت «سین» تلفّظ می‌شود، برای تلفّظ صحیح این حرف، باید آن را از سر زبان و سر دندانهای پیشین بالا و به حالت دمیدگی ادا كرد.
تمرین
اِسْمَ اثْمَ
یَلْبَسُونَ یَلْبَثُونَ
مَثْواكُمْ ـ فَاثْبُتُوا ـ یَثْرِبَ ـ مِثْلَهُمْ ـ مُثْقَلُونَ ـ مَثْنی ـ ثَلاثَ ـ ثَقُلَتْ ـ لَبِثَ ـ مِنَ الْمَثانی ـ ثامِنُهُمْ ـ فَاَثابَكُمْ ـ ثِیابَهُمْ ـ مَوْثِقا‌ً ـ جاثِیَةً ـ كَثیراً ـ جِثِیّاً ـ حَثیثاً ـ ثُمَّ ـ ثُبُوراً ـ ثُلُثُ ـ لَمَثُوبَةٌ ـ ثَلاثُونَ ـ مَبْثُوثَةٌ ـ اَلثِّقالَ ـ اَلثَّقَلانِ ـ مُنْبَثّاً ـ یااَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ ـ ثُمَّ بَعَثَهُ

حرف حاء
این حرف در فارسی به شكل «هاء» تلفّظ می‌شود و برای تلفّظ صحیح آن كافی است آن را از وسط حلق و با فشردگی اداء كنیم تا با حرف «هاء» اشتباه نشود.
تمرین:
اَهْوی اَحْوی
اُهِلَّ اُحِلَّ
اَحْسِنْ ـ فَاحْكُمْ ـ یُحْیی ـ مَحْیاهُمْ ـ تَحْتِهِمْ ـ اِحْتَرَقَتْ ـ حَرَّمَها ـ حَسِبُوا ـ حسیسَها ـ یُحاسِبْكُمْ ـ تَحاوُرَكُما ـ دَحیها ـ رَحِمَ ـ حِسابُهُمْ ـ تَحِیَّتُهُمْ ـ‌حیتاهُمْ ـ نُوحیها ـ یَحیقُ ـ حُرِّمَتْ ـ حُلُّوا ـ حُنَفآءُ ـ مُفْلِحُونَ ـ یَحُولُ ـ یُسَبِّحُونَ ـ اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ ـ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ـ اَوْحی لَها 
حرف ذال
برای ادای حرف «ذال» از سر زبان و سر داندانهای پیشین بالا استفاده می‌كنیم تا از حرف «زاء» متمایز گردد، لازم به یاد سپاری است كه حرف «ذال» را باید به صورت نازك و كم حجم ادا كرد.
تمرین
اَذْهَبَ ـ وَاذْكُرُوا ـ حِذْرَكُمْ ـ اِذْقالَ ـ یُذْهِبْكُمْ ـ عُذْراً ـ ذَكِّرْهُمْ ـ ذَهَبُوا ـ مُذَبْذَبینَ ـ ذآئِقُوا ـ ذلِكُمْ ـ أذاعُوا ـ تُذِلُّ ـ ذِكْریها ـ لِذِی الْقُرْبی ـ اَلَّذینَ ـ مَعاذیرَهُ ـ لِیُذیقَهُمْ ـ تُكَذِّبانِ ـ اَلذُّنُوبِ ـ فَاَذَّنَ مُؤَذِّنٌ ـ وَلا تُبْذِّرْ تَبْذیراً ـ لِیَذَّكَّرُوا

حرف صاد
حرف «صاد» مانند حرف «سین» از سر زبان و پشت دندانهای پیشین پایین تلفّظ می‌شود با این تفاوت كه صدا در حرف «صاد» درشت و پر حجم می‌باشد.
تمرین
عَسی عَصی
عَسَیْتُمْ عَصَیْتُمْ
قَسَمْنا قَصَمْنا
اَصْلَحَ ـ اَصْدَقَ ـ اَصْلاحِها ـ مِصْرَ ـ تُصْعِدُونَ ـ یُصْرَفُ ـ صَلاتی ـ قَصَصَ ـ صَدَقَ ـ مَصائِعَ ـ لَصادِقٌ ـ صالِحینَ ـ صِراطی ـ یَفْصِلُ ـ اَبْصِرْهُمْ ـ نَصیباً ـ مَصیرَكُمْ ـ یُوصیكُمْ ـ صُرِفَتْ ـ صُحُفِ ـ تَخاصُمُ ـ نَصُوحاً ـ تُوصُونَ ـ تَصُومُوا ـ فَصَّلْناهُ ـ فَالصّالِحاتُ ـ نُفَصِّلُ ـ یَخْتَصُّ ـ یَصَّدَّقُوا 
حرف ضاد
حرف «ضاد» از تماس كنارة زبان (هر طرف كه میّسر باشد) با دندانهای كرسی بالا (همان طرف) و كشیده شدن بر آنها ایجاد می‌شود و آن را باید درشت و پر حجم ادا كرد.
تمرین
اَضْعَفُ ـ یَضْرِبْنَ ـ رِضْوانٌ ـ فَضْلُ ـ مُضْغَةَ ـ مُضْعِفُونَ ـ ضَلَّ ـ وَضَعَها ـ ضَرَبَ ـ ضاحِكَةٌ ـ لَضآلُّونَ ـ ضامِرٍ ـ نَضِجَتْ ـ فِی الْاَرْضِ ـ ضِعافاً ـ ضیزی ـ رَضیتُ ـ مُعْرِضینَ ـ ضُرِبَتْ ـ اُغْضُضْ ـ عَرْضُها ـ مَغْضُوبِ ـ مَخْضُودٍ ـ رَضُوا ـ یَنْفَضُّوا ـ نَضّاخَتانِ ـ فِضَّةٌ ـ یَحُضُّ ـ یَغُضُّوا ـ یَعُضُّ

حرف طاء
حرف «طاء» مانند حرف «تاء» از تماس روی سر زبان با ناهمواریهای كام بالا ادا می‌شود با این تفاوت كه صدا در حرف «طاء» درشت و پر حجم می‌باشد.
تمرین
تابَ طَابَ
قانِتینَ قانِطینَ
اَطْغی ـ تَطْغَوْا ـ فِطْرَةَ ـ خِطْبَةِ ـ مُطْمَئِنّینَ ـ یُطْعِمُونَ ـ فَطَرَ ـ طَفِقَ ـ اِسْتَطَعْتُمْ ـ طآئِفَتانِ ـ اَطاعُونا ـ بَطآئِنُها ـ وَلا تُطِعْ ـ سُطِحَتْ ـ طِفْلاً ـ اَساطیرُ ـ اَطیعُونِ ـ خَطیئاتِكُمْ ـ طُمِسَتْ ـ خُطُواتِ ـ طُغْیاناً ـ طُوبی ـ یَطُوفُ ـ بُطُونِهِمْ ـ تُشْطِطْ ـ تَخُطُّهُ ـ لِلطّاغینَ ـ تَطَّلعُ ـ فَاطَّهَّرُوا ـ عُطِّلَتْ 
حرف ظاء
برای تلفّظ حرف «ظاء» كافی است حرف «ذال» را درشت و پر حجم ادا كنیم.
تمرین:
مُنْذَرینَ مُنْظَرینَ
مَحْذُوراً مَحْظُوراً
اَظْلَمَ ـ یَظْلِمُونَ ـ یُظْهِرَ ـ حَفِظْناها ـ وَاغْلُظْ ـ مُظْلِمُونَ ـ ظَلَمُوا ـ ظَهَرَ ـ ظَلَّتْ ـ یُظاهِرُوا ـ ظالِمی ـ لَظالِمُونَ ـ ظِلالُها ـ ظِهْرِیّاً ـ مَحْفُوظٍ ـ كَظیمٌ ـ حافِظینَ ـ عَظیمٌ ـ ظُلِمُوا ـ یَظُنُّ ـ ظُلُماتٍ ـ تُوعَظُونَ ـ وَاخْفَظُوا ـ حافِظُونَ ـ یُعَظِّمْ ـ فَظّاً ـ حَظٍّ ـ اِنَّ الظَّنَّ ـ هُمُ الظّالِمُونَ ـ اِلَی الظِّلِّ

حرف عین
این حرف در فارسی به صورت «همزه» تلفّظ می‌شود. حال به تفاوت این دو در عربی توجه فرمایید:
«همزه» ساده گفته می‌شود و صدا در آن قطع می‌گردد ولی حرف «عین» از وسط حلق اداء شده و صدا در آن قطع نمی‌شود.
تمرین:
اَجَل عَجَل
اَمَلاً عَمَلاً
اَمین عَمین
یَاْلَمُونَ یَعْلَمُونَ
اَعْلی ـ فَاعْلَمْ ـ نِعْمَ ـ اِعْلَمُوا ـ یُعْجِبُكَ ـ یَسْتَعْجِلُونَ ـ مَعَكُمْ ـ عَلَیْهِمْ ـ یَفْعَلُونَ ـ مَعایِشَ ـ عالِیَهُمْ ـ تَعالی ـ عِلْماً ـ فاعِلُونَ ـ اَلْعِزَّةَ ـ مَعیشَََتُهُمْ ـ فَاَعینُونی ـ نُعیدُها ـ عُلَمآءُ ـ عُقْباها ـ عُلِّمْنا ـ تَعُولُوا ـ عُوقِبْتُمْ ـ یَعُودُونَ ـ فَعّالٌ ـ سُعِّرَتْ ـ یَدُعُّ الْیَتیمَ ـ لااَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
حرف غین
این حرف در فارسی به صورت «قاف» تلفّظ می‌شود، حال به نحوة ادای هر یك در زبان عربی دقت كنید.
حرف «قاف» به كمك زبان كوچك و با شدت و سختی گفته می‌شود به طوری كه صوت قطع می‌گردد ولی حرف «غین» از انتهای حلق و با سستی تلفّظ شده و صدا در آن كشیده می‌شود.
تمرین
أقْنی اَغْنی
قَدْ غَدْ
نَغْفِرْ ـ یَغْلی ـ اَفْرغْ ـ اُغْشِیَتْ ـ یُغْنیهِمْ ـ فَاسْتَغْفَرَ ـ تَغَشّیها ـ غَیْری ـ غَنِمْتُمْ ـ اَلْغافِرینَ ـ وَالْمَغارِبِ ـ فِی الْغارِ ـ غِلِّ ـ غِسْلینٍ ـ بُغِیَ ـ اَبْغیكُمْ ـ نَبْتَغی ـ فَالْمُغیراتِ ـ غُفْرانَكَ ـ یَنْزَغُ ـ غُلِبَتْ ـ غُدُوُّها ـ یَبْغُونَ ـ لُغُوبٌ ـ سَواءٌ عَلَیْهِم اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللهُ لَهُمْ

حرف واو
در ادای حرف «واو»، لب‌ها بدون برخورد با دندانها به حالت غنچه در می‌آید و این حرف از میان دو لب تلفّظ می‌شود.
تریمن:
بَلَوْناهُمْ ـ اَوْجَفْتُمْ ـ تَوْبَتُهُمْ ـ لاتَوْجَلْ ـ قَوْمی ـ یَوْمِهِمْ ـ وَجَدَها ـ یاوَیْلَنا ـ وَجْهَها ـ وارِدُها ـ وارِدَهُمْ ـ والِدَتی ـ وِزْرَاُخْری ـ شاوِرْهُمْ ـ تُوَسْوِسُ ـ تَاْویُل ـ یُسَوّیكُمْ ـ تَسْتَوی ـ وُفِّیَتْ ـ وُجُوهَكُمْ ـ وُجْدِكُمْ ـ تَلْوُوا ـ داوُودَ ـ وُورِیَ ـ اَوَّلینَ ـ قُوَّتِكُمْ ـ اَوَّبی ـ فَسَوّی ـ لَوّوْا ـ تَزَوَّدُوا